چطور خوش‌بین باشم؟

سر کلاس ریاضی کیمیا سرش رو گذاشته بود رو میز و خواب و بیدار بود. از اینکه معلم چی می‌گفت و ماجرا از چه قرار بود، اصلا خبر نداشت. فقط تو دلش به زنگ خسته‌کننده‌ی ریاضی بد و بیراه می‌گفت و چرت می‌زد. بغل‌دستیش یهو زد به پهلوش که «می‌خواد کوییز بگیره!» کیمیا یهو پرید! «کوییز از چی؟ چیزی نگفته بود که! از کجا؟»

-از همین درسی که الان داشت می‌داد.

+ همین امروز که من خواب بودم؟ اه…

و با خودش فکر کرد که” همیشه همینه. حالا باز نمره‌ام کم می‌شه. بابا جون اصلا من تو ریاضی استعداد ندارم! دریغ از یک ذره. اه… ولم کنین برم!”

روزت چطوری گذشت؟

قبل از اینکه ادامه‌ی ماجرا رو بخونی، یه کاغذ و قلم بردار و فکر کن به اینکه امروز چه اتفاقاتی افتاد؟ چندتاش رو بنویس روی کاغذ. احساسی  رو هم که نسبت به روزت داشتی بنویس.

خب، نتیجه چی بود؟ چیزای مثبتی مثل “روزم خیلی خوب داره پیش می‌ره! صبحانه نون سنگک داغ خوردم ناهار رو با دوستام خوردم و از کلاسِ ادبیاتِ امروز واقعا لذت بردم!” ، بیشتر بود یا اینکه ذهنت رفت سراغ تمام اونچه که امروز  بد پیش رفت و مطابق میلت نبود مثل “انقد مامانم اصرار کرد صبحانه بخور که چند دقیقه دیر به مدرسه رسیدم. سر ناهار هم بچه‌ها همه‌اش راجع به برنامه‌ی تلویزیونی دیشب حرف زدن. ادبیات هم داشتیم. اه متنفرم از دوشنبه‌هام!” ؟

خوش‌بینی بیشتر = سلامتی بیشتر

دانشمندان وقت زیادی رو صرف تحقیق روی افرادی کردن که مثبت فکر می‌کنن. نتیجه‌ی این تحقیقها این بوده که این آدما خوشحال‌تر، موفق‌تر و سلامت‌تر هستن. خوش‌بینی می‌تونه مثل سدی مقابل افسردگی (لینک افسردگی) عمل کنه حتی برای آدمایی که در مرز مبتلا شدن بهش هستن. غیر از اون کمک می‌کنه که آدم استرسش رو هم بهتر مدیریت کنه و حتی بیشتر عمر کنه!

بهترین نکته درمورد خوش‌بینی اینه که آدم می‌تونه تمرینش کنه و یاد بگیره که خوش‌بین باشه. حتی اگه تا الان آدمِ بدبینی بوده.

خوش‌یبنی و بدبینی یعنی چی؟

خوشی‌بینی و بدبینی، می‌شه گفت دوتا زاویه دید مختلف هستن که آدما بسته به موارد مختلفی، با یکی از این دیدگاه ها  به زندگی نگاه می‌کنن. خوش‌بینی، بخش‌های مثبت رو برای آدم روشن می‌کنه و بدبینی بخش‌های منفی رو. آدما خوش‌بین باور دارن که مهارت‌ و تواناییِ تحقق اتفاقات خوب رو دارن. آدمهای بدبین عموما توی هر ماجرایی یه مشکل یا ایرادی پیدا می‌کنن. معمولا بخش‌هایی از هر ماجرایی براشون پررنگ می‌شه که ناخوشایند بوده و حتی اگه بخوان اتفاقی رو پیش‌بینی کنن ، توقعِ پیشامدِ خوشی رو ندارن.

آدما همیشه خوش‌بین یا همیشه بدبین نیستن. اما به یکی از اینا تمایل بیشتری دارن. خبر خوب اینه که اگه آدم بدبینی هستی، قرار نیست تا آخر عمر همین‌طور بمونی. می‌شه با تمرین و تغییرِ نوع نگاه بدبینی رو تبدیل به خوش‌بینی کنی.

خوش‌بینی به موفقیت آدما کمک می‌کنه

خوش‌بینی همون نیمه‌ی پرِ لیوان رو دیدنِ خودمونه درباره‌ی اتفاقی که قراره بیافته یا اتفاقی که قبلا افتاده.

آدمای خوش‌بین وقتی یه اتفاق خوب می‌افته، می‌رن دنبال اینکه ببینن چی کار کردن که همچین اتفاقی افتاد. اونا توانایی‌هاشون رو جزئی ثابت و پایدار از خودشون می‌بینن و  به این فکر می‌کنن  که هر کدوم از این توانایی‌ها چطوری می‌تونن به یه موفقیت یا یه اتفاق خوب منجر بشن.

جالبیش اینجاست که وقتی هم که ماجرا اون‌طور که توقع داشتن پیش نرفته، خودشون رو سرزنش نمی‌کنن. ربطش می‌دن به یه شرایط خاص. توانایی‌های خودشون رو زیر سوال نمی‌برن. (یادمون باشه که توانایی یا مهارتی که نداریم، جزو توانایی‌هامون حساب نمی‌شه. اگه اونا رو نادیده بگیریم یا به روی خودمون نیاریم که مهارت‌هایی هم هست که ندارم و باید یاد بگیرم، اون‌وقت دچار اعتماد به نفسِ کاذبیم (لینک اعتماد به نفس) ) آدمای خوش‌بین خیلی راحت‌تر از آدمای بدبین می‌تونن از یه موقعیت ناامید کننده خودشون رو بیرون بکشن و نجات پیدا کنن.

خوش‌بینی، موجب انعطاف‌پذیری می‌شه

خوش‌بینی به آدم کمک می‌کنه که شرایط سخت رو مقطعی ببینه و باور داشته باشه که می‌تونه دشواریها رو  پشت سر بذاره . آدم رو تشویق می‌کنه که مواقع شکست  به جای تسلسم شدن دوباره امتحان کنه، رویاها و هدف‌ها رو روشن نگه می‌داره و راه رسیدن بهشون رو کور و تاریک نشون نمی‌ده. آدم رو به جلو هل می‌ده  و نیرویی می‌شه برای رسیدن به هدفی که پیش رو داره. به خاطر همه‌ی اینا آدمای خوش‌بین احساس می‌کنن کنترل بیشتری روی شرایط دارن و عزت نفس (لینک عزت نفس) بالاتری دارن.

بدبینی باعث می‌شه آدم ریشه‌ی تمام و کمال شکست‌ها و ناامیدی‌ها رو در خودش بدونه. بدبینی، اتفاقات ناخوشایند رو بزرگ‌تر از اونچه هستن نشون می‌ده و به همین خاطر  باعث می‌شه تمام خوبی‌های اون ماجرا هم زیر سایه‌ی این بدی‌ها و ناخوشی‌های اغراق شده گم بشن. وقتی آدم با بدبینی به ماجراها نگاه کنه، با شرایطی که طبق خواسته پیش نمی‌ره، خیلی سخت  کنار میاد . کسی که بدبین ومنفی نگره هرگز به خودش نمیگه ” بیا با هم روراست باشیم! این شرایط همیشه پیش نمیان. شرایطی که طبق خواسته‌ی ما پیش نمی‌رن رو باید با  تلاش بیشتری از میون برداشت”.

خوش‌بینیِ واقع‌بینانه!

خوش‌بینی به این  معنی نیست که همه‌چی رو افراطی خوب ببینی و مشکلات رو نبینی و زندگی به نظرت بی‌نقص بیاد! اصلا. این خوش‌بینی نیست. این گول زدنه! فقط به معنی دیدنِ بخش‌های خوب هر اتفاقه و پیدا کردن راه‌هایی برای بهتر کردنه . آدمای خوش‌بین، اعتماد به نفسِ مناسبی دارن. می‌دونن که وقتی که قراره یه امتحان سخت بدن یا یه کار جدید شروع کنن نیاز به آگاهی ، تمرین و تلاش دارن.

خوش‌بینی درواقع برقراری تعادل بین واقع‌بینی و مثبت‌نگریه.

جایی برای بدبینی وجود داره؟

بدبینی می‌تونه آدم رو پایین بکشه. بنابراین خوبه که بدونیم می‌شه این دیدگاه ذهنی رو تغییر داد. اما این به معنی پاک کردن تمام افکار منفی نیست. یه میزان مناسبی از درنظر گرفتن  ناخوشی‌های شرایط و نا توانایی‌های خودمون، باعث می‌شه کمتر ریسک کنیم و یه حد متعادلی رو نگه داریم.

فرض کن برادرت موقع رانندگی sms بزنه. افکار منفی بهت هشدار می‌دن که: “این خوب نیست! ممکنه موجبِ اتفاق ناخوشایندی بشه.” پس تو به برادرت می‌گی که دست نگه داره و sms نده تا وقتی یه جا توقف کنه. توی این شرایط اتفاقا تو باید بدبین باشی و بدترین اتفاق ممکن رو تصور کنی و با خوش‌بینی سعی کنی ازش جلوگیری کنی. یعنی اوضاع رو بهبود بدی ؛ در واقع  تو این ماجرا همون تذکر دادن به برادرته که از بروز یه اتفاق بد که تصادف احتمالی هست جلوگیری شده .

خلاصه‌اش اینکه در هر شرایط می‌تونی بهترین واکنش رو نسبت به اون موقعیت خاص  داشته باشی. گاهی آدم لازمه خوش‌بینی و بدبینی رو در کنار هم داشته باشه.

چطوری خوش‌بین‌تر باشی؟

اگه آدم بدبینی هستی، چندتا راهکار پیشنهادی وجود داره که می‌تونی  برای اینکه به سمت مثبت‌نگری پیش بری تمرینشون کنی :

  1. کارآگاهِ اتفاقای خوب و خوشایند شو: اتفاقای خوب رو در همون زمان که می‌افتن شناسایی کن. ۱۰ دقیقه آخر هر روز رو هم بذار که اتفاقای خوب روزت رو که باعث خوشحالی‌ات شدن، توی تقویمت یا گوشی یا تبلتت بنویس. یعنی جایی بنویسشون که نگهشون داری.
  2. ذهنت رو برای پذیرش خوبی‌ها پرورش بده: عادت کن که به خودت بگی کارای مشخص و خاصی هست که می‌تونی انجام بدی و موجب موفقیت و اتفاقای خوب بشه. مثلا: اگه درس بخونم، نمره‌ی بهتری می‌گیرم. یا اگه داوطلبانه با فلان گروه شروع کنم به کار کردن، دوستای جدید پیدا می‌کنم یا …. .
  3. وقتی مسائل درست پیش نمی‌ره، خودت رو سرزنش نکن: چه احساسی داری وقتی اوضاع اون‌طور که باید پیش نمی‌ره؟ به جای اینکه بگی “نمره‌ی بدی تو ریاضی گرفتم چون ریاضی‌ام افتضاحه”، بگو” نمره‌ی بدی گرفتم چون به حد کافی درس نخوندم. دفعه‌ی دیگه بیشتر می‌خونم.”
  4. نقش خودت رو در اتفاقات خوب ببین: فکر کن ببین چی کار کردی که توی این اتفاق خوب موثر بود. خوب درس خوندی؟ تمرین کردی؟ پشتکار نشون دادی؟ چی کار کردی که به موفقیتت توی این کار کمک کرد؟
  5. شکست‌ها موقتی هستن: همیشه این یادت باشه که آدم اگه یه بار شکست خورد، قرار نیست از این به بعد همیشه شکست بخوره. هر دوران سختی می‌گذره. این رو به خودت یادآوری کن و برای گذر ازش، برنامه بریز. مثلا” نتیجه‌ی امتحان روز شنبه دلخواهم نبود. می‌تونم برای دفعه‌ی بعدی بیشتر بخونم و نمره‌ی بهتری بگیرم.”
  6. به نوع حرف زدن دیگران درباره‌ی خودشون توجه کن: دوست‌هات و اعضای خانواده خوش‌بین هستن یا بدبین؟ مثلا پدرت می‌گه “جوجه کبابا رو سوزوندم. من آشپز افتضاحی ام.” یا می‌گه “جوجه‌ها رو سوزوندم چون حواسم پرت شد ببینم اون گربه چی کار می‌کنه!” ؟

خوش‌بینی درواقع یه روش فکر کردنه که آدم می‌تونه یادش بگیره. البته طول می‌کشه یعنی این‌طوری نیست که تو امروز خوش‌بین فکر کنی و از فردا کلا آدم خوش‌بینی بشی. نیاز به تمرین داره. با تمرینِ مکرر آدم می‌تونه یه چیزایی رو بدست بیاره.

طوری که که کیمیا به ماجرا نگاه کرد، بدبینانه بود. چون از این اتفاق یه نتیجه‌ی کلی گرفت. اینکه من تو ریاضی استعداد ندارم. این نتیجه‌گیری تمام انگیزه‌های بعدی رو هم برای ریاضی خوندن از بین می‌بره در حالیکه شاید اگه فقط یک ساعت بیشتر براش وقت بذاره یا سر کلاس هرازگاهی سرش رو بلند کنه ببینه چی داره می‌گذره و موضوع درس چیه، نمره‌اش کاملا متفاوت شه. کاری که کیمیا کرد، عقب‌نشینی بود نه آسیب‌شناسی. اگه درست تشخیص می‌داد که کجای کار می‌لنگه، می‌تونست برای بهبودش اقدام کنه اما الان فقط با بدبینی تمامِ خودش رو برد زیر سوال و این فقط باعث درجا زدن و کلافگی می‌شه نه پیشرفت.

رفتن به نوارابزار