تغییرات مغز

مرجان این اواخر گاهی احساس میکنه که از جریان سریع ذهنش خسته میشه. انگار که ذهنش دست خودش نباشه و جلوتر از خودش از این شاخه به اون شاخه بدوه. اغلب، فکرهاش رو اونقدر که زیاد میشن، نمیتونه دنبال کنه و همراه با اونها مدام درگیر احساسهای ضد و نقیض و متفاوتی میشه. گاهی هم برعکس، انگار ذهنش خالی باشه و نتونه درست تمرکز کنه. از این وضعیت کلافه است. میدونه که یه تغییری اون بالا توی مغرش داره اتفاق میفته. این رو حتی از اطرافیانش هم این روزها زیاد میشنوه. “مرجان؟ تو چت شده؟ چرا اینجوری شدی؟” این روزها بیشتر از همیشه نیاز داره بدونه توی سرش چی داره میگذره؟

مغز از چه عناصری تشکیل شده؟

برای شناخت مغز و بعد هم تغییراتش ابتدا لازمه که واحدهای تشکیل دهنده اون رو بشناسیم. نورون ها، آجر بنای مغز و سیستم عصبی انسان هستن. نورون . نورونها بستگی به محل و نوع فعالیتشون همه نوع شکل و اندازه ای دارن. میتونن در مغز به طول چندهزارم سانتی متر باشن یا در قسمتهای محیطی تر بدن حتی به هم برسن. وقتی میگیم عصب منظورمون یک دسته از نورونهای کنار هم هست.

 

ساختارهای اصلی تشکیل دهنده مغز چیست؟

مغز خود شامل ساختارهای متعددیه. تنها برای اینکه معیاری از شدت پیچیدگی و حجم اطلاعاتی که در مغز در هر لحظه جا یه جا میشه، داشته باشیم جالبه که بدونید در هر میلیمتر مکعب مغز ۵۰ تا ۷۰ میلیون نورون و حدود ۵۰۰ میلیون ارتباط بین سلولی وجود داره. لازم نیست اسامی این بخشها و عملکردشون رو بدونیم اما به دو ساختار مهم اشاره میکنیم: مخ و دستگاه لیمبیک.

مخ چیه و چی کار میکنه؟

مخ بزرگترین بخش مغزه و چیزیه که توی ذهن ما معمولا تحت عنوان مغز شناخته شده اما مغز شامل بخش های دیگه ای هم میشه. قشر سطحی مخ که بخش اعظم مغزه آگاهانه ترین و اساسی ترین تفسیرات رو به عهده داره. پیچیده ترین عملکرد رو داره و تفکرات، تفسیر احساسات و خاطره در همین قسمت شکل میگیره. همین قسمت هم بیشترین تغییرات رو طی بلوغ میکنه.

دستگاه لیمبیک، خاستگاه احساسات، به چه معناست؟

این بخش از مغز در سطوح پایین تری قرار دارد و ابتدایی تر است. درواقع اشکال گوناگون اون بین مهره داران مشترکه و مسئول اصلی رفتار غریزی ست. جالبه که بدونید که تکانه اولیه بسیاری از احساسات اولیه و غریزی نیز مثل ترس، هیجان یا خشم در همین محل شکل میگیره و بروز یا عدم بروز یا میزان اون توسط تفسیرات آگاهانه حس میشه، تفسیر میشه و براساس سیستم تفکر مهار میشه یا شکل درستی از اون احساس از فرد نشون داده میشه.

 

از کجا متوجه تغییرات مغز نوجوانها شدن؟

بیشترین اطلاعاتی که درباره تغییرات مغز نوجوانان به دست اومده به صورت اتفاقی و غافل گیرانه ای طی مطالعات تکامل مغز بوده. در حال حاضر میدونیم مغز تنها پس از سپری کردن سالهای اولیه دهه بیست سالگیه که ظاهر کامل مغز یک بزرگسال رو به خودش میگیره.

سیر تحول مغز از دوران کودکی تا حالا که یک نوجوانم چگونه بوده؟

در سالهای اولیه کودکی مغز بیشترین حجم ماده خاکستری رو داره. ماده خاکستری بیشترین حجم قشر مغزی رو تشکیل میده. رفته رفته این حجم کاهش پیدا میکنه ولی چیزی که تا همین اواخر نمیدونستن اینه که حجم قشر در سالهای نوجوانی دوباره به طور چشمگیری افزایش پیدا میکنه. این یعنی مغز به اوج دوباره ای از توانایی ها و یادگیری هاش میرسه و همین نوجوانی رو سن حساس و سرنوشت سازی میکنه. اسکن های مغزی نشون میده که بخشهای مختلف مغز با سرعتهای متفاوتی تکامل پیدا میکنن. مثلا بخشهای تفسیر حس های اصلی یا کنترل حرکات بدن زودتر از بقیه قسمتها تکامل  پیدا میکنه در حالیکه بخش های تفکر برای برنامه ریزی های طولانی مدت یا کنترل و تفسیر تکانه های احساساتی، یعنی مشخصه های مغز یک بزرگسال، جزو آخرین بخشهاییه که تکامل پیدا میکنه.

حالا که یک نوجوانم چه تصویری از عملکرد مغزم داشته باشم؟

تغییرات مغز رو در طی دوران نوجوانی میشه شبیه کلان شهری دونست که با سرعت سرسام آوری پیش میره و ساخته میشه. حجم اطلاعاتی که باید تفسیر شود بسیار بالاست و توانایی های تفکر پیرامون مسایل و خواندن این رشد رو بیشتر میکنه. در کنار همه این تغییرات نباید فراموش کنیم که مغز در این سن در اوج یادگیری خودش قرار داره و تحت تاثیر خانواده، دوستان، جامعه و فرهنگی که توش زندگی میکنه با حجم بالایی از اطلاعات ورودی مواجه میشه. مغز با تغییراتش این فرصت رو داره که از این اطلاعات استفاده کنه و استقلال، زندگی اجتماعی، توانایی های گوناگون رو بر اساس این اطلاعات ورودی از محیط اطراف یاد بگیره و ماجراجویی زندگیش رو شروع کنه. یادمون باشه که این همه تغییر مغز اگرچه سخت و گیج کننده هست همون چیزیه که آینده و هویت ما رو میسازه.

آیا اینکه احساس میکنم حساس تر شدم ربطی به این تغییرات داره؟

در مغز مراکزی وجود داره که حسهای اولیه رو درک میکنه یا بروز میده مثل خشم، هیجان، خوشحالی، ترس و…. در کنار اونها مراکزی وجود داره که میتونه علت اولیه به وجود آمدن این حسها رو تفسیر کنه، اونها رو مهار کنه و به صورت منطقی تری و با برنامه ریزی هدفمندتری بروزشون بده. در نوجوانان اون مراکز اولیه یعنی مراکزی که محرکهای اجتماعی و عاطفی رو درک میکنن و واکنش نشون میدن نه تنها به یک بلوغ نسبی رسیدن بلکه فعالیت به مراتب بیشتری نسبت به یک بزرگسال دارن. در حالیکه مراکز مربوط به تفسیر و برنامه ریزی برای این احساسات برخلاف یک بزرگسال هنوز به بلوغ کافی نرسیده. اسکنهای مغزی نشون میده که مغز یک نوجوان در واکنش به تصاویری از موقعیتهای اجتماعی و عاطفی فعالیتی به مراتب بیشتر و گسترده تری رو نشون میدهد و مراکز تنبیه و پاداش مغز، یعنی بخشهای کنترل کننده انگیزه های انسانی برای نشان دادن رفتارها یا اعمال، بیشتر تحت تاثیر این تصاویر قرار گرفتن.  این میتونه علت احساسهای ناگهانی شدید رو بدون اینکه گاهی بدونیم چرا و همینطور رفتارهای گاه غیر منطقی متعاقب این احساسات رو به ما نشون بده.

 

آیا هورمونهای جنسی روی مغز تاثیر میذارن؟

هورمونهای جنسی نه تنها روی رفتارهای جنسی و تغییرات فیزیکی مربوط به اونها موثرن بلکه بخشهای مربوط به رفتارهای اجتماعی و نقشهای زنانه و مردانه در مغز رو هم تحت تاثیر قرار میدن. همینطور هورمونهای استرسی و شرایط اضطرابی رو منجر میشن که خودش دوباره میتونه روی عملکرد مغز تاثیر بذاره.

پس اینکه خوابم هم نمیبره باید به همین تغییرات مربوط باشه، نه؟

خواب هم مشکل دیگر نوجوانهاست که دلایل کاملا زیستی و طبیعی داره. کارکرد مراکز کنترل خواب و بیداری طی دوران نوجوانی با یک بزرگسال متفاوته و همین میتونه علت تمایل بیشتر نوجوانها به شب بیدارموندن باشه. از طرفی خواب نقش اساسی ای رو در تمرکز و عملکرد درست نوجوانان داره و کم خوابی اونها بیشتر از هر موقع دیگه ای میتونه به علایمی مثل افسردگی و بی حوصلگی، رفتارهای ناگهانی و تکانه ای یا حتی رفتارهای پرخاشگرانه مثل قانون شکنی های کوچک بشه. برای همین خواب کافی و درست یک عامل مهم برای حفظ سلامت جسمی و عاطفی یک نوجوانه.

رفتن به نوارابزار