اعتماد به نفس

کیان و دوستاش هر پنجشنبه تو کانون آفتاب دور هم می‌شستن، فیلم می‌دیدن و فیلما رو نقد می‌کردن. یه وقتایی مسائل فلسفی یا اجتماعی‌ای که تو فیلم بهش اشاره می‌شد رو هم می‌گفتن و درباره‌اش حرف می‌زدن. راجع به اتفاقات تاریخی یا اوضاع اجتماعی‌ای که تو دوره‌ای که فیلم داره نشون می‌ده بهش اشاره شده و همه‌چی… فیلمای تخیلی و کمدی هم می‌دیدن و تحلیل می‌کردن. معمولا خونه‌ی یکی از بچه‌ها جمع می‌شدن. کیمیا هم به پیشنهاد کیان چندباری رفت و خوشش اومد.

جلسه‌ها خیلی خوب و جالب بودن. میثم هم از طریق یکی از بچه‌های اون جمع به ماجرا علاقه‌مند شده بود و میومد. البته خیلی ساکت بود. عموماً حرف نمی‌زد و تا آخرِ ماجرا ساکت می‌موند حتی اگه حرفی برای گفتن داشت، با خودش می‌گفت «من چه می‌دونم! آخه تو این جمعی که کوچیکتر از همه‌م! و ساکت می‌موند.» برعکس کیمیا که مداوم حرف می‌زنه. حتی گاهی حرفاش رو تکرار می‌کنه و اونقدر درباره‌ی همه‌چی نظر می‌ده که همه فکر می‌کنن خدای فیلم و فلسفه است. البته یه وقتایی که ازش سوال می‌پرسن جوابو می‌پیچونه ولی همچنان ادامه می‌ده. یکی از دوستای کیان خیلی پسر باحال و پر اطلاعاتیه. خیلی وقتا درباره‌ی ساخت فیلم می‌خونه تو اینترنت و میاد به بقیه هم می‌گه. از آدما منبع می‌خواد برای حرفایی که می‌زنن تا بره بخونه یاد بگیره و خیلی آروم و مختصر و در عین حال کامل حرفاش رو می‌زنه. هیچ‌وقت نشده ساکت بمونه.

به نظرت واکنش میثم در این جمع بیانگر چیه؟

ویژگی‌های افرادی که اعتماد‌به‌نفس پایینی دارن

میثم در این زمینه اعتمادبه‌نفس پایینی داره. طبق پژوهش‌های روانشناسی که انجام شده، آدمایی که بعضی ویژگی‌های زیر رو به طور مشخص و بارز داشته باشن، توی گروه افرادی قرار می‌گیرن که اعتمادبه‌نفس کمی دارن.

طبق این گفته‌ها، اونایی که اعتمادبه‌نفسشون کمه، هم ترس زیادی دارن (که یا منجر به انزوا می‌شه یا خشونت) هم این‌که ویژگی‌ها و اتفاقات منفی خودشون و زندگیشون براشون پررنگ‌تر از مثبت‌هاست.

اگر جزو این دسته هستیم، چه کنیم؟

قطعاً می‌شه از این مرحله دراومد و از این اعتمادبه‌نفس پایین خلاص شد. برای این‌که آدم بتونه این ‌کار رو انجام بده، می‌تونه راهکارهای زیر رو امتحان کنه و بعد از مدتی ( مثلاً ۶ ماه) اگه دید نتیجه نداد؛ می‌شه از یه متخصص (مثلاً یه مشاور) کمک گرفت.

اون دوست کیان چی؟ به نظرت واکنش اون چی رو نشون می‌ده؟

ویژگی‌های افرادی که اعتمادبه‌نفس خوبی دارند

دوست کیان در این زمینه اعتمادبه‌نفس خوبی داره. در زمینه‌ی فیلم و صحبت تو جمع و این حرفا. آدمایی که مثل میثم هستن، همچین ویژگی‌هایی دارن:

اگر جزو این دسته هستیم، چه کنیم؟

اگه همچین آدمی هستی، دمت گرم! همین‌طوری ادامه بده. فقط حواست به انتخاب‌ها باشه. انتخاب‌هات رو درست و سنجیده انجام بده. به‌علاوه، اعتمادبه‌نفس خوب نباید تبدیل به اعتمادبه‌نفس کاذب بشه وگرنه آسیب می‌زنه. برای این‌که جلوی این آسیب‌ها رو بگیری و بشناسیشون، ماجرای کیمیا رو هم بخون.

یادت هم باشه آدم‌هایی که جزو این دسته هستن باید کمک‌کننده باشن. به آدم‌هایی مثل میثم یا کیمیا باید کمک کنی. قطعاً تو هم یه روزی اونچه رو اونا تجربه کردن، تجربه کردی (ممکنه نه تو همه چی ولی مثلاً ممکنه تو فوتبال بازی کردن یا کیک‌پختن اعتمادبه‌نفست خیلی کم یا خیلی زیاد باشه). حسی که تجربه می‌شه خوشایند نیست. با جادو و این حرفا هم از بین نمی‌ره. با کمک و تلاش از بین می‌ره.

کیمیا چی؟ نظرت راجع به رفتار و واکنش کیمیا چیه؟

ویژگی‌های افرادی که اعتمادبه‌نفس کاذب دارن

کیمیا اعتمادبه‌نفس بالایی داره. آدمایی که شبیه کیمیا عمل می‌کنن معمولا ویژگی‌های زیر رو دارن:

اگه جزو این دسته هستیم چه کنیم؟

حرف آخر….

خب همه‌ی اینا رو گفتیم که چی بشه؟ یه دوره‌هایی تو زندگی، دوره‌های حساسی به حساب میان. مثل وقتی که آدم داره دوران بین ۱۲تا۱۷ سالگی رو می‌گذرونه. روان‌شناسا می‌گن تو این دوره‌ها احساس خودبزرگ‌بینی و احساس غرور کاذب یا سرکوب اعتمادبه‌نفس، مواردیه که می‌تونه خیلی روی فکر و روحیه‌ی آدم تاثیر بذاره. نوجوونی و دوران بلوغ به دلایل مختلف مثل تغییرات جسمی، ترشح هرمون‌های مختلف، شکل‌گیری تفکر و نحوه‌ی رفتار همسالان و مادر پدرا (که مفصل همه‌شون رو با هم بررسی کردیم) می‌تونه دوران مهمی برای شکل‌گیری عزت نفس و اعتمادبه‌نفس باشه. اعتمادبه‌نفس در واقع اون باوریه که تو توانایی‌های خودت در موفقیت داری و دیدی که به امکانات و شرایط موجود برای دستیابی به این موفقیت داری، هست. عزت نفس یعنی درباره‌ی خودت و وجودت حس خوب داشته باشی. اعتمادبه‌نفس رابطه‌ی تنگاتنگ و مستقیمی با میزان عزت نفس داره و بهش وابسته‌ست؛ اما نتیجه‌ی عزت نفسِ مطلوب، حتماً حتماً اعتمادبه‌نفسِ مطلوب نیست!

پس همه‌ی این حرفا برای این بود که جای خودت رو روی خط اعتمادبه‌نفس پیدا کنی و سعی کنی تعادلت رو حفظ کنی. درضمن یادت باشه که لزومی نداره آدم تو همه‌ی موارد اعتمادبه‌نفسش یه جور باشه. دقیقاً چون یه جا بالاست یه جا پایین یه جا متغیر می‌تونی از مهارت‌هایی که داری استفاده کنی و مهارت‌هایی که توشون ضعیفی رو تقویت کنی.

یادت باشه که اعتمادبه‌نفس روی رشد اجتماعی، استقلال در اندیشه و عمل، پذیرش مسئولیت و آینده‌نگری و مقاومت و پایداری در کارها تاثیر می‌ذاره. پس سرسری ازش نگذر. بهش فکر کن. اگه چیزایی که این‌جا خوندی بهت کمک نکرد، هیچ‌وقت راه حل کمک گرفتن از ادم‌های مناسب در هر زمینه‌ای رو فراموش نکن. هر دوره از زندگی آدم مثل یه سفره که باید تموم شه یا به قول بزرگ‌ترا مسیریه که باید طی شه و تو، خودت، قهرمان این مسیر هستی. اگه کودکی رو بگیریم سفری که آدم باید یاد بگیره راه بره، بنویسه، حرف بزنه و ….؛ نوجوونی دوره‌ایه که درون تو بین احسا‎س‌ها و شخصیت‌های مختلف ججال به‌پاست تا به نقطه‌ی تعادلت برسی. دوره‌ای که باید مهارت‎‌ها و علاقه‌هات رو بشناسی و اهدافی بر اساسشون برای خودت تعیین کنی. همه‌ی آدما باید تا جایی که می‌تونن نقاط قوت و ضعفشون رو بشناسن و تقویتشون کنن. تو زندگی هدفی پیدا کنن با تلاش برای بهتر شدن بهش برسن. معقولانه فکر و عمل کن! مسئولیت‌پذیر باش و دست از مقایسه کردن بردار. تو با همه‌ی آدمای دیگه فرق داری. یه چیزی هست که به نظر خیلی شعار می‌آد اما واقعیته… هیچ کس کامل و بی‌نقص نیست!