استیگما

به این مطلب رای بدید: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (3 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

 

بعد جدایی پدر و مادر میثم، مشکلات مختلفی واسه همه اعضای خانواده‌شون پیش اومد. ولی میثم تونست به کمک دوستاش و مشاور مدرسه از پس خیلی‌هاش بربیاد، فقط الان اصلا دوست نداره راجع بهش با کسی صحبت کنه و تاجاییکه بشه از بقیه‌ مخفی نگه میداره، درست مثل یه راز! یه بار یکی از بروبچه‌هایی که در جریان قضیه بود، این راز رو پیش چندنفر لو داد، باید میثم رو میدید که چقدر بهم ریخته بود و داغون به نظر میرسید. تو مسیر خونه، یه دوست دیگه‌اش ازش پرسید چرا اینقدر این ماجرا رو اعصابشه؟ چی میشه که بقیه بدونن؟ میثم خودش هم نمیدونست و جوابی نداشت‌. ولی در حقیقت، این حجم از ناراحتی به ماجرای”استیگما” برمیگرده که در این مقاله در موردش بیشتر میخونیم.

استیگما به چه معنیه؟

stigma

قدیمها، یونانی‌ها روی پیشونی اسیرهاشون علامتی داغ میکردن تا بتونن اونا رو از بقیه جدا کنن و به این علامت “استیگما” گفته میشد. البته این سنت اشتباه، دیگه از بین رفته ولی هنوز هم شکل‌های مدرن‌تری از برچسب زدن بین خیلی‌ها رایجه.

در حال حاضر، “استیگما” به مارک و برچسبی گفته میشه که جامعه به فرد بزنه و اون رو به گروهی وصل کنه که برای اون فرد خوشایند نیست و معمولا باعث احساس شرم و خجالت واسش میشه. البته هر برچسبی لزوما ناخوشایند نیست و حتی ممکنه واسه فرد جالب هم باشه (مثلا بچه زرنگ) ولی توی این مقاله، میخوایم راجع به برچسبهایی بدونیم که حس ناخوشایندی برای فرد به همراه داره.

اینجا میتونی بیشتر درباره تعریف استیگما بخونی (به زبان انگلیسی)

استیگما چه موضوعاتی رو شامل میشه؟

در واقع، هر برچسبی که جامعه به فردی بزنه و باعث بشه به خاطر اون برچسب( که خیلی وقتها خودش هم به طور کامل عاملش نیست و از کنترلش خارجه) احساس شرم و خجالت کنه، مثلا برچسب کم یا ناتوانی و یا معلولیت‌ ذهنی و فیزیکی، جبرهای جغرافیایی، طبقات اجتماعی، جنسیت، قومیت، نژاد و خلاصه هر مارکی که به فرد میخوره و اونو از بقیه جدا کنه و مشکل‌دار، غیر طبیعی و در موضع ضعف در نظر خودش و بقیه جلوه بده.

درون فردی که برچسب خورده چی میگذره؟

کسی که از جامعه اطرافش برچسب خورده (مثلا “فرزند طلاق” یا “بچه تنبل”…) با احساسات مختلفی درگیر میشه، مثلا ممکنه به خاطر قضاوتهای منفی دیگران احساس شرم و خجالت بکنه و یا احساس تنهایی و کنار گذاشته شدن و اینکه همیشه برای بقیه در حاشیه است و کسی جدیش نمیگیره، اگه این احساسات تلنبار بشه، ممکنه به تدریج به احساس عجز و ناتوانی تبدیل بشه و فرد انگیزه‌اش رو واسه تغییر خودش و شرایط از دست بده و در عوض، از همه چیز و همه‌کس حس نفرت و بیگانگی پیدا کنه.

چه کارهایی باعث افزایش حس شرم حاصل از این برچسب‌‌ زدن‌ها بین افراد میشه؟

رفتارهای مختلفی این حس شرم و خجالت رو به وجود میاره، بعضی‌هاش قابل تصور و پیش بینیه ولی بعضی کارها هست که حتی فکرشم نمی‌کنیم، مثلن دلسوزی‌ بیجا و ترحم ممکنه افراد رو در موقعیت این حس قرار بده یا اسم‌ و لقب گذاری‌هایی که ممکنه حتی از سر شوخی واسه هم بذاریم ولی در عمل باعث خجالت میشه. حتی یه سوال یا نگاه معنادار هم گاهی میتونه فردی رو که مستعد این حسه درگیر کنه.

استیگماها چطور میتونه روی زندگی روزمره تاثیر بذاره؟

وقتی حس میکنی یه مارک قابل توجه بهت خورده و تو رو به گروهی وصل کرده که از عضویت توش خوشحال نیستی، مسلما روی روند زندگیت هم اثر داره و از خیلی تجربه‌ها محروم میشی (مثل تجربه حمایت شدن از دوستان یا خود ِواقعی بودن در جمعها)، ولی از مهمترین اثرات استیگما روی زندگی افراد اینه که چون خجالت میکشن مشکلشون رو به دیگران بگن، در نتیجه از کمک و حمایت بقیه محروم میشن و واسه حل چالشها تنها میموند.

stigma

واکنش افراد به استیگمایی که بهشون زده شده چیه؟

آدمها به برچسبهایی که جامعه بهشون زده به شکلهای مختلفی واکنش نشون میدن، بعضی‌ها سعی میکنن با یه نقاب اون برچسب رو پنهون کنن، مثلا یکی که برچسب “پایین شهری” خورده، شاید با نقابی مثل لباس و اشیا گرون سعی کنه اون برچسب رو از دید بقیه مخفی نگه داره.
گاهی وقتها هم که نشه با نقابی اون برچسب رو مخفی کرد، فرد ممکنه ترجیح بده خودش نباشه و به ویژگیهای دیگه‌ای تظاهر کنه مثلا جامعه‌ای که به دخترها برچسب “ضعیف و بی دست و پا” بزنه، دخترها رو به تظاهر به رفتارهای پسرونه سوق میده.
در نهایت ممکنه فرد منزوی بشه و از خیلی جمعها کنار بکشه و فقط با یه عده خاص و مثل خودش رفت و آمد کنه.

راه حل منطقی برخورد با استیگما چیه؟

اول از همه سعی کنید راجع به برچسبی که از بودنش حس ناخوشایندی دارید با افراد مورد اعتمادتون صحبت کنید و نذارید احساسات منفی در شما تلنبار بشه!

میتونید با افرادی که مثل شما این برچسب رو دارن هم صحبت کنید و از تجر‌به‌تون بهم بگید، چه بهتر که بتونید اونها رو هم کمک کنید تا نگاهشون به شرایطشون بهتر و متعادل‌تر بشه.

تا جاییکه میشه راجع به اون موضوع دانشتون رو بیشتر کنید و به اطرافیانتون هم منتقل کنید تا نگاه علمی تری به موضوع داشته باشن تا از قضاوتهای منفی و کلیشه ای نسبت به اون رها بشن.

سعی کنید جهان‌بینی خودتون رو از مدلهای ایده‌آل‌گرایانه که بدنبال یکسان‌سازی افراد هستن، به مدل‌هایی تغییر بدید که افراد رو به شکل منحصر به فرد و با پذیرش همه ضعفهاشون در نظر میگیرن و میپذیرن، اینطوری میتونید خودتون رو با وجود همه نقاط ضعف دوست داشته باشید و اجازه ندید برچسبها شما رو از زندگی موفقی که میتونید به تصویر بکشید محروم کنه.

خلاصه که شاید نشه عادت به برچسب زدن‌ رو به سادگی از جامعه پاک کرد، ولی میتونیم با تکنیکهای علمی و منطقی، احساس ناخوشایندش رو کاهش بدیم و کنترل کنیم.

اینجا هم (به زبان انگلیسی) توضیحاتی برای راه‌حل برخورد با استیگما توضیحاتی داده شده.

رفتن به نوارابزار