وسواس کندن مو

کیمیا دیگه عادت کرده که همه به خاطر کندن موهای ابرو و جلوی سرش ازش سوال بپرسن. اونم بعضی وقتا یه چیزایی از خودش درمیاره و جواب می‌ده. مثلا میگه کلاه کپش خیلی به سرش فشار آورده یا وقتی خوابیده موهاش بد قرار گرفته. کیمیا می‌بینه که این جور وقتا آدما با شک بهش نگاه می‌کنن و معلومه که حرفش رو باور نکردن اما جواب دیگه‌ای به ذهنش نمی‌رسه. تازه بعضی وقت‌ها مجبوره برای فرار از نگاه آدما و سوال‌های اذیت‌کننده‌شون یه تل پارچه‌ای گنده زیر مقنعه‌ش بذاره. البته که به نظر خودش  تیپش رو خیلی باحال می‌کنه اما وقتایی که هوا گرمه اذیت می‌شه واقعا! تازه هر چقدر هم که بتونه بقیه رو گول بزنه یا باور کردن و نکردنشون براش مهم نباشه یا با خودش بگه حالا کو تا دوباره این آدم رو ببینم و اصلا چه آدم فضولی که دو بار آدم رو دیده شروع می‌کنه به سوال کردن! نمی‌تونه مامانش رو گول بزنه. مامانش هر روز می‌بینتش و اون دیگه باور نمی‌کنه که کلاه کپ و بد خوابیدن باعث کنده شدن موی سرش باشه. تازه واسه ابروهاش هم هیچ توضیحی نداره!

کیمیا نمی‌دونه که چرا موهاش رو می‌کنه. فقط می‌دونه که نمی‌تونه نکنه! از وقتی ۱۳ سالش بود بدون اینکه متوجه باشه موهای سرش رو می‌کند. چند ماهی هست که موهای ابروش رو هم می‌کنه. خیلی وقتا اصلا خودش نمی‌فهمه که داره این کارو می‌کنه. مامانش چند بار موقع تلویزیون دیدن و درس خوندن متوجه این کارش شده و بهش تذکر داده. هفته پیش که کیمیا داشت ایمیل‌هاش رو چک می‌کرد متوجه شد که مامانش یه سری مطلب براش ایمیل کرده در مورد تریکوتیلومانیا یا همون وسواس کندن مو!

وسواس کندن مو چیه؟

تریکوتیلومانیا یا وسواس کندن مو یه جور اختلال کنترل تکانه است

(impulse control disorder ICD)

که باعث می‌شه آدم احساس کنه باید موهای خودش رو بکنه. اختلال کنترل تکانه یه نوع شرایط ذهنی و روانیه.

دکترا قبلنا فکر می‌کردن که تریکوتیلومانیا خیلی بیماری نادریه. اما این طرز تفکر دیگه الان تغییر کرده و آدما – حتی دکترا- درک بهتری از شرایط دارن و آدم‌های بیشتری هم متوجه این وسواسشون شدن و برای درمانش اقدام کردن. این وسواس بیشتر تو دخترا دیده می‌شه تا پسرا. بیشتر آدما موقع بلوغ این وسواس رو تو خودشون پیدا می‌کنن اما ممکنه بعضی وقتا تو بچه‌های کوچکتر یا آدمای بزرگ‌تر هم دیده بشه.

اگه وسواس کندن مو داشته باشم یعنی چی کار می‌کنم؟

آدمی که وسواس کندن مو داره موهاش رو از ریشه درمیاره. موهایی مثل موی فرق سر، ابرو، مژه و یا جاهای دیگه. بعضیا اونقدر محوطه زیادی رو می‌کنن که ممکنه یه جایی از سرشون حتی به نظر کچل بیاد! بعضی از آدما موهایی که می‌کنن رو می‌ندازن اما بعضیای دیگه موهاشونو بعدش می‌پیچن دور دستشون و باهاش بازی می‌کنن. بعضیا خیلی آگاهانه این کار رو می‌کنن اما خیلی‌های دیگه واقعا متوجه نیستن کی موهاشون رو می‌کنن.

ممکنه واسه بقیه سخت باشه که بفهمن چرا بعضیا موهاشون رو می‌کنن یا اینکه چرا یهو تصمیم نمی‌گیرن که دیگه این کار رو نکنن! این آدما نمی‌دونن که تریکوتیلامانیا صرفا یه عادت کندن مو نیست که آدم یهو تصمیم بگیره دیگه انجامش نده.

تریکوتیلومانیا یه جور رفتار وسواسیه. یعنی آدمایی که این وسواس رو دارن یهو تو یه لحظه احساس نیاز می‌کنن که موشون رو بکنن. اونا ممکنه عادت‌های وسواسی دیگه‌ای هم داشته باشن. مثلا عادت داشته باشن ناخوناشون رو بجون یا پوستشون رو بکنن. بعضی‌ها ممکنه اضطراب، افسردگی یا اختلال رفتاری وسواسی فکری هم داشته باشن. OCD

رفتارهای وسواسی مثل وسواس کندن مو به اتفاق‌هایی که از نظر شیمیایی تو مغز میوفته ربط داره و ممکنه حتی ژنتیکی هم باشه و مثلا حتی تو چند نفر از یه خانواده و فامیل دیده بشه.

آدمایی که وسواس کندن مو دارن ممکنه بابت این وضعیتشون احساس خجالت،‌ ناامیدی، شرم و یا افسردگی کنن. ممکنه نگران باشن که دیگران در موردشون چه‌جوری فکر می‌کنن یا پشت سرشون چی می‌گن. ممکنه آدمایی که درک نمی‌کنن که اونا این رفتار رو از قصد انجام نمی‌دن هی بهشون ایراد بگیرن که چرا این کار رو می‌کنن. واسه همین ممکنه این وسواسشون رو از بقیه قایم کنن که خب همین کار رو برای آدم سخت‌تر می‌کنه.

داشتن وسواس کندن مو می‌تونه احساس ما نسبت به خودمون رو تحت تاثیر قرار بده. بعضیا متوجه می‌شن که این مو کندن‌ها ظاهرشون رو عوض می‌کنه، واسه همین هم ممکنه احساس اعتماد به نفس کمتری تو دوست پیدا کردن یا صحبت کردن با جنس مخالف داشته باشن. بعضیا ممکنه از اینکه نمی‌تونن جلوی خودشون رو بگیرن و موهاشون رو نکنن احساس ناتوانی و ناراحتی کنن. این حس‌ها همه‌شون باعث می‌شن آدم احساس ناراحتی کنه و از دست خودش عصبانی بشه.

چرا آدما موهاشون رو می‌کنن؟

دکترا نمی‌دونن که دقیقا چه چیزی باعث تریکوتیلومانیا می‌شه. بعضیا می‌گن احتمالا مربوط به اختلالات رفتاری وسواسیه. چون هر دوی اینا رفتارهایی هستن که آدما مثل یه عادت تکرارشون می‌کنن.

بعضی از متخصص‌ها معتقدن که رفتارهایی مثل کندن مو احتمالا به خاطر عدم تعادل مواد شیمیایی توی مغزه. یه نوعی از این مواد شیمیایی توی مغز هستن که بهشون می‌گن انتقال‌دهنده‌های عصبی که یه بخشی از مرکز ارتباطی مغز هستن. وقتی چیزی توی کار این انتقال‌دهنده‌های عصبی تداخل ایجاد می‌کنه ممکنه باعث رفتارهای تکرارکننده یا وسواس‌گونه بشن.

بعضی از آدما که وسواس کندن مو دارن می‌گن یه حسی روی پوست یا فرق سرشون دارن که انگار فقط با کندن مو ازش خلاص می‌شن. یه حسی مثل نیاز به خاروندن پوست. بعضی از آدما هم می‌گن صرفا از کندن موهاشون خوششون میاد. بقیه آدما هم اصلا متوجه نمی‌شن که چی شد که موهاشون رو کندن و چی فکر می‌کردن که این کارو کردن! هر احساس خوبی هم که بعد از کندن مو به آدم دست بده فقط واسه یه لحظه است. واسه همینه که آدم دوباره دلش می‌خواد این کار رو تکرار کنه. اصلا واسه همینه که مغز آدم احساس نیاز می‌کنه این رفتارهای وسواسی رو تکرار کنه و بعد از یه مدتی اینا تبدیل به یه عادت می‌شن. در واقع مغز آدم تو یه چرخه تکرارشونده گیر میوفته که فکر می‌کنه قراره احساس بهتری بهش بده. هرچی هم بیشتر بگذره مقاومت دربرابر تکرار نکردن اون رفتار سخت‌تر می‌شه.

چه جوری از دستش خلاص شم؟

از اونجایی که وسواس کندن مو مربوط به یه وضعیت بیولوژیکی مغزه،‌ چیزی نیست که آدمایی که دچارشن یهو خودشون تصمیم بگیرن که انجامش ندن!‌ آدما معمولا برای این کار احتیاج به کمک یه دکتر یا متخصص رفتارشناس داره تا بتونه جلوش رو بگیره. با کمک‌های درست بیشتر آدما موفق می‌شن که جلوی این رفتار رو بگیرن. وقتی هم که کسی جلوی این رفتارش رو بگیره، موهاش دوباره رشد می‌کنه و اون قسمت از سر یا صورتش مثل اولش می‌شه.

برای غلبه بر این وسواس ممکنه آدم به جلسه‌های مشاوره مخصوصی که بهش مشاوره درمانی رفتاری شناختی می‌گن بره، یا دارو مصرف کنه و یا ترکیبی از هر دو.

مشاورها به آدم‌هایی که این وسواس رو دارن تکنیک‌های رفتاری مخصوصی رو آموزش می‌دن که بهشون کمک می‌کنه قبل از اینکه مقاومت در برابر کندن مو خیلی سخت بشه، بهتر بتونن کنترلش کنن. این تکنیک‌ها باعث میشه آدم‌ها بهتر شرایطی که باعث می‌شه تحریک بشن و موهاشون رو بکنن شناسایی کنن و درنتیجه بتونن یاد بگیرن که چه جوری اون محرک‌ها رو تغییر بدن یا از بین ببرن. این کارا باعث می‌شه آدم بتونه در برابر اون حسی که مجبورش می‌کنه موهاش رو بکنه مقاومت کنه و اون حس رو ضعیف و ضعیف‌تر کنه و نهایتا از بین ببره.

از اونجایی که اون حس و عادتی که آدم رو مجبور می‌کنه موهاش رو بکنه خیلی قویه، اوایل که آدم داره تلاش می‌کنه با این حس مقابله کنه، ممکنه براش خیلی سخت باشه و همین تلاش و نتونستن بهش تنش و اضطراب بیشتری وارد کنه. برای همین درستش اینه که آدم این کار رو تحت نظر یه متخصص شروع کنه که بتونه از مشاوره و توصیه‌های تخصصی اون استفاده کنه.

بعد از شروع مشاوره، ممکنه در صورت نیاز احتیاج به مصرف دارو هم باشه. بعضی از داروها به مغز آدم کمک می‌کنه که بهتر با اون حس نیاز به کندن مو مقابله کنه و مقاومت در برابر اون حس رو برای آدم آسون‌تر می‌کنه. خیلی از آدما می‌گن اینکه موقع انجام دادن کارایی که حس نیاز به کندن مو توش بیشتره، دستاشون رو مشغول یه کار دیگه کنن (مثلا از این توپ‌های مخصوص استرس رو فشار بدن یا طراحی کنن) خیلی بهشون کمک می‌کنه که دیگه موهاشون رو نکنن.

موهایت را می‌کنی عزیزم؟ استرس داری!‌

کیمیا: بعد از شروع جلسه‌های مشاوره‌م به توصیه روان‌شناس شروع کردم به یاد گرفتن درست کرن دست‌بندهای دوستی و اتفاقا به طرز عجیبی متوجه شدم که بهش علاقه دارم (قبلا فکر می‌کردم کار خیلی مسخره و قدیمی‌ایه) الانم موقع دیدن تلویزیون دستبند درست می‌کنم و دیگه موهام رو نمی‌کنم. خیلی ساده با چند رنگ نخ کوبلن‌دوزی! (وای چیزی که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با این هیجان برم بخرمشون!)

 

اما وقتای انجام تکالیف مدرسه هم‌چنان وقتای سختی‌ه. مشاورم ازم خواست شروع کنم به ثبت فعالیت‌های روزانه‌م که بفهمیم چه وقتایی بیشتر موهام رو می‌کنم. بعد از اینکار متوجه شدم علاقه‌م به کندن موهام وقتایی که دارم تکلیفای مدرسه‌م رو انجام‌ می‌دم خیلی بیشتره. شاید به این خاطر که نگران اینم که خوب و به موقع تکلیف‌هام رو انجام بدم یا اگه داشته‌باشم واسه امتحان درس بخونم که کلی استرس خوب دادن امتحانم رو دارم. یه کمیش هم به خاطر اینه که خب مدت طولانی نشستم پشت میز و واقعا برام سخته که هیچ کاری نکنم و مجبورم هی موهام رو بکنم.

من و مشاورم کلی درباره‌ی راه‌هایی که می‌شه استرس تکلیف انجام دادن رو کم کرد صحبت کردیم. این‌طوری شد که متوجه شدم که اینکه من یه آدم کمال‌گرا هستم به استرسم موقع برای انجام دادن تکلیفام اضافه می‌کنه. من اصلا نمی‌دونستم کمال‌گرایی چیه! یه بار نشستم مفصل تو اینترنت گشتم و فهمیدم که چه نشونه‌هایی از کمال‌گرایی رو دارم! بعدشم مشاورم شروع کرد رو این کار کنه که بهم کمک کنه تلاش کنم که تکلیف‌هام رو خوب انجام بدم اما بدونم که لازم هم نیست تکلیفم تو همه زمینه‌ها عالی و بهتر از همه باشه.

وقتی تمرین‌هایی که مشاورم بهم گفت رو انجام دادم، شروع کردم به احساس راحتی بیشتری کردن و خب هنوز هم تکلیفام کلی خوب بودن و نمره‌هام هم خوب می‌شدن. واسه همین اعتماد به نفسم هم بیشتر شد. بعد از یه مدتی هم خودم متوجه شدم که اینکه وسط انجام تکلیفام یه استراحتی هم به خودم بدم و یه سره پشت میز نشینم بهم کمک می‌کنه. این شد که دیگه وسط درس خوندنام می‌رم تو محوطه ساختمون یه کم بسکتبال بازی می‌کنم و همین بهم کلی انرژی هم می‌ده که دوباره برگردم سر درسم.

اگه شما مثل من عادت دارین موهاتون رو بکنین و همین موضوع نگرانتون کرده با پدر، مادر، مشاور مدرسه یا یه بزرگ‌تر که باهاش راحتین حرف بزنین. اونا احتمالا می‌تونن خیلی خوب بهتون کمک کنن که راه درست مقابله با این وسواس‌تون رو پیدا کنید.