آگاهی حسی – خجالت

میثم تو جمع های جدید احساس راحتی نمی کرد. نمی تونست با آدما ارتباط برقرار کنه ولی خیلی وقتها می شد که مثلا یه جایی یه نفری رو می دید که خیلی ازش خوشش میومد یا به نظرش خیلی آدم جالبی بود یا حتی ممکن بود  بتونه یه عالمه موسیقی جدید ازش بگیره اما خجالت می کشید که بره جلو و ارتباط برقرار کنه. «آخه من برم چی بگم؟» این چیزی بود که همیشه با خودش تکرار می کرد.

از این مسئله ناراحت بود و تو ذهنش همه اش فکر می کرد یه روزی با آدمای زیادی دوست خواهد بود و یه عالمه ارتباط جالب و کارای جالب. اما وقتی تو واقعیت نوعِ معاشرت خودش رو می دید از خودش ناامید می شد.

اینکه شخصیت‌مون خجالتی باشه مشکل بزرگی نیست ، گاهی بد نیست اگه یه مقدار زمان احتیاج داشته باشیم تا با آدمها و شرایط جدید ، اخت بشیم و گرم بگیریم  اما یه جاهایی خجالت نمی‌ذاره اونقدری که می‌خواهیم راحت و اجتماعی باشیم.

همین می‌شه که بعضی وقتها  بعضی از آدما دوست دارن کم‌تر احساس خجالت کنن چون می‌خوان بیشتر از معاشرت کردن لذت ببرن و بیشتر جلوی دیگران خودشون باشن!

اگه تو هم بعضی وقتها اینجوری هستی، شاید این چیزا به دردت بخوره.

پس می‌ریم که خجالت  رو خفت کنیم!

۱- از آدمایی که می‌شناسی شروع کن

خوبه که برای شروع ، رفتارهای اجتماعی رو در رویارویی  با آدمایی که می‌شناسیم شروع کنیم. کارها یی  مثل برقرار کردن ارتباط  چشمی،  معرفی کارای مختلفی که می‌کنیم، گپ زدن‌،‌ سوال کردن و دعوت کردن اون آدمها به چای یا قهوه ….. این نوع برخورد کردن ها  با آدم‌هایی که بیشترین احساس راحتی رو باهاشون داریم بهمون کمک می‌کنه اعتماد به‌نفسمون رو بهتر کنیم.

اون‌وقت می‌تونیم بریم همین کارارو با آدمای دیگه هم بکنیم و دوست‌های جدید پیدا کنیم

۲- به اولش فکر کن

به  جمله هایی که می‌تونی مکالمه رو با اون ها  شروع کنی فکر کن! سخت‌ترین جای صحبت کردن با آدمای جدید همین شروعشه  خب پس خوبه اینا رو از قبل آماده کنیم.

چیزایی مثل:

سلام، من سارام، ما تو کلاس زبان با هم همکلاس هستیم !

یا

اِ سلام من میثمم، ما تو یه سرویسیم!‌

یا مثلا تعریف کردن:

وای این کاپشنت چه بهت میاد!

یا یه سوال:

می‌دونی تمرین ریاضی رو تا کی باید انجام بدیم؟

اینکه یه چندتایی از این شروع‌کننده‌های مکالمه رو تو جیبمون آماده داشته باشیم کار رو واسه‌مون راحت تر می‌کنه.

۳- یا حتی تمرین کنیم

حالا که چند تا از این  جمله ها  رو واسه خودمون آماده کردیم و منتظریم که با موقعیت‌هایی که تا حالا به خاطر خجالت ازش دوری می‌کردیم روبرو شیم ، خوبه که واسه خودمون بنویسیمشون رو کاغذ تا بهتر بتونیم تمرین کنیم.

مثلا حرفایی که باید پشت تلفن بگیم برای اینکه غذا سفارش بدیم. یا از منشی آموزشگاه در مورد امتحان بپرسیم. یا تاکسی تلفنی بگیریم و از این قبیل …..

خب حالا که نوشتیم، وقتشه  بریم جلوی آینه و بلند بلند با خودمون تمرین کنیم. (احتمالا اولش سختمونه خصوصاٌ وقتی کسی خونه‌ست تمرین کنیم. خب می‌تونیم یه وقتی که تنهاییم تمرین کنیم. یا حتی جلو آینه حموم ) .

نگران نباشین که همون اول نتیجه خوب نباشه. معلومه که هول می‌شیم و تپق  می‌زنیم. اصلا واسه همینه که داریم تمرین می‌کنیم. هر بار که خراب کردیم، از اول شروع می‌کنیم. اگر هم بعد از کلی تمرین تو موقعیت واقعی شبیه تمرینامون حرف نزدیم،‌ لازم نیست خجالت بکشیم و ناراحت شیم ، مهم اینه که شروع کردیم  ، تمرین کردیم  و کم‌کم اینم بهتر می‌شه.

۴- به خودت فرصت بده!

خوبه بگردی و فعالیتهای   گروهیی  که می‌تونی توش تمرین کنی رو پیدا کنی. فعالیت‌های گروهی با آدمایی که شبیه خودت هستن. با این کار به خودت فرصت می‌دی که با آدم‌های جدید معاشرت کنی. اونوقت  کم‌کم اونا رو بهتر می‌شناسی. معمولا آدمایی که خجالتی‌ هستن از اینکه یه وقت جلوی دیگران خرابکاری کنن یا دیگران اونا رو قضاوت کنن نگران هستن. این‌جور نگرانی‌ها ممکنه از تلاش کردن آدم جلوگیری کنه. وقتایی که خیلی خودت رو نقد می‌کنی و زیر ذره بین می‌ذاری، از خودت بپرس در مورد بهترین دوستت هم اینجوری فکر می‌کنی؟ اگه اونم موقع کنفرانس تاریخ تو کلاس تپق بزنه یا موقع ساز زدن اشتباه کنه تو در موردش چه جوری فکر می‌کنی؟ اونوقت می‌بینی که همون‌طوری که تو دوستها ت  رو قضاوت نمی‌کنی و مثلا فکر نمی‌کنی خنگ یا دست‌پا چلفتی هستند، دوست‌هات هم در مورد تو این‌طوری فکر نمی‌کنن. پس بهتره از این به بعد با خودت همون‌طوری برخورد کنی که با بهترین دوستت برخورد می‌کنی!

۵- وقت جراته!

از اون‌جایی که آدمای خجالتی بیش‌از اندازه در مورد عکس‌العمل دیگران نگران‌اند، معمولا علاقه‌ای هم ندارن که کاری انجام بدن که خیلی تو چشم باشن. ترجیح می‌دن سردمدار و شروع کننده کاری نباشن. این معنی‌اش این نیست که ترسو هستن یا جراتشو ندارن  ، معنی‌ش اینه که خیلی علاقه‌ای به ابراز وجود ندارن. ابراز وجود کردن یعنی وقتی که لازمه ،  رک و صریح به جای خودت صحبت کنی  یا  اگه  چیزی رو  نیاز  داری اون  چیز رو بخوای  یا حتی وقتی کاری انجام دادی که  برات  مهمه  اون رو به دیگران  بگی  که اینجوریاست.

از همه مهم‌تر اینه که خودت باشی. طبیعیه که روش‌های مکالمه و معاشرت دیگران رو امتحان و تمرین کنی. اما آخرش اون روشی که به خودت و شخصیتت بیشتر میاد رو انتخاب کنی . اون چیزی که خود واقعی‌مونه باعث می‌شه دوست‌هامون مجذوب ما بشن.